<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://yaad.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">ياد يار</title>
	<link href="http://yaad.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Tue, 22 May 2012 15:16:30 GMT</updated>
	<author><name>..</name></author>

	<openSearch:totalResults>5</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>5</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:yaad.ParsiBlog.com/Posts/18/%d9%88+%d9%85%d9%86+%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%8a%d9%84+%d9%81%d8%aa%d9%87%d8%ac%d8%af/</id>
<updated>Sun, 09 Sep 2007 01:38:00 GMT</updated>
<title type="text">و من الليل فتهجد</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=center&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در حالات مرحوم شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء كه از بزرگان علما در قرن سيزدهم و ساكن نجف اشرف بوده آمده است : &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در يكي از شبها كه براي تهجد برخاست فرزند جوانش را از خواب بيدار كرد و فرمود برخيز به حرم مطهر مشرف شده و آنجا نماز بخوانيم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فرزند جوان كه برخاستن از خواب در آن ساعت شب برايش دشوار بود در مقام اعتذار برآمد و گفت من فعلا مهيا نيستم شما منتظر من نشويد بعد مشرف ميشوم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فرمود : نه من اينجا ايستاده‏ام برخيز مهيا شو كه با هم برويم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آقازاده به ناچار از خواب برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;كنار درب صحن مطهر كه رسيدند آنجا مرد فقيري را ديدند نشسته و دست سؤال از براي گرفتن پول از مردم باز كرده است &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آن عالم بزرگوار ايستاد و رو به فرزندش فرمود : اين شخص در اين وقت شب براي چه اينجا نشسته است؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فرزندش گفت : براي تكدي از مردم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فرمود : آيا چه مقدار ممكن است از رهگذران عائد او گردد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فرزندش گفت: احتمالا مثلا يك تومان ( به پول فعلي ما )&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شيخ فرمود:‏درست فكر كن ببين اين آدم براي يك مبلغ بسيار اندك كم ارزش دنيا آن هم به طور احتمال نه از روي يقين در اين وقت شب از خواب و آسايش خود دست برداشته و آمده در اين گوشه نشسته و دست تذلل به سوي مردم باز كرده است !!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آيا تو به اندازه‏ي اين شخص اعتماد به وعده‏هاي خدا درباره‏ي نماز شب خيزان و متهجدان نداري كه فرموده است: « فلا تعلم نفس ما اخفي لهم من قره اعين » احدي نميداند كه به پاداش عملشان چه چشم روشنيها براي آنان نهان و ذخيره گرديده است ... &lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://yaad.ParsiBlog.com/Posts/18/%d9%88+%d9%85%d9%86+%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%8a%d9%84+%d9%81%d8%aa%d9%87%d8%ac%d8%af/" title="و من الليل فتهجد" type="text/html" />
<author><name>..</name></author>
</entry>

</feed>
